بی غذایی

لغت نامه دهخدا

بی غذایی. [ غ َ ] ( حامص مرکب ) بی خوراکی. بی طعامی. بی قوتی.

فرهنگ فارسی

بیخوراکی. بیطعامی. بی قوتی

جمله سازی با بی غذایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این را باید خاطرنشان کرد که صفویان در طول جنگ دراز مدت خود از سال ۱۶۰۲ تا ۱۶۲۰ تلاش کردند تا عثمانی را از ارمنستان بیرون براند، و چون در برابر بازگشت عثمانی مجبور به عقب‌نشینی شدند میدان را تبدیل به بیابانی خالی از سکنه نمودند، بدین طریق که قسمت بزرگ ارمنیان را مجبور کردند تا با آن‌ها راه بیفتند و ارمنستان را خالی کنند. این مهاجرت اجباری لطمه شدیدی به هزاران ارمنی زد زیرا نزدیک به نصف آنان در راه از بی غذایی تلف شدند. شاه عباس اول این ارامنه را در محله‌ای در اصفهان سکنی داد و اسم آن محله را به یاد جلفای واقع بر رود ارس بود جلفای نو گذاشت.

💡 پیش از جنگ جهانی دوّم، ایران صادرکننده ویژه غلّه بود اما سال۱۳۲۰ با قحطی مرگباری روبرو شد. در آن شرایط طاقت فرسا گرسنگی و بی غذایی واکنش مردم را برانگیخت و در کرمانشاه، نجف‌آباد، زنجان، سنندج، تبریز، داراب، رشت، قزوین، ملایر، اراک و گلپایگان... مردم به انبارهای غلّه هجوم بردند. مدرک

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز