اشغار

لغت نامه دهخدا

اشغار. [ اُ / اَ ] ( اِ ) جانوری است که غالباً در میان خاک زندگی کند وآنرا اشغر هم گویند. ( از شعوری ج 1 ص 146 ). جانوری که شغور هم گویند. ( ناظم الاطبا ).
اشغار. [ اِ ] ( ع مص ) دور ماندن آبخور از راه. ( منتهی الارب ). در ناحیه ای از جاده واقع شدن منهل. ( از اقرب الموارد ). || اشغار رفقة؛ تنها و جدا ماندن همراهان از راه. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || اشغار حساب بر کسی؛ پریشان و بسیار گردیدن حساب بروی. ( از منتهی الارب ). پراکنده گردیدن و فزونی یافتن حساب بر کسی چنانکه بدان رهبری نشود. ( از اقرب الموارد ). || برداشتن دو پای زن را جهت گائیدن. || فراخ و بزرگ شدن جنگ. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) خارپشت سیخول.
دور ماندن آبخور از راه در ناحیه از جاده واقع شدن منهل. اشغار رفقه تنها و جدا ماندن همراهان از راه.

جمله سازی با اشغار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوران حرفه‌ای پیاوه بیش از بیست سال در همکاری با بسیاری از آهنگسازان مهم زمان خود طول کشید، از جمله جووانی پاچینی (چهار اشغار اپرا)، ساوریو مرکادانته (حداقل یکی)، فدریکو ریچی، و حتی یکی برای مایکل بالف.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز