اسیستان تصویر معنی اسیستان مترادفها دستیار، یاور، مساعد فرهنگ عمید ( آسیستان ) دستیار. فرهنگ فارسی معاون، دستیار، یار، یاور کلمات مرتبط دستیار تولید هماهنگ کنندۀ پس تولید دستیار نظامی دستیار دستیار مدیر تولید نستق