اسپراین

لغت نامه دهخدا

اسپراین. [ اِ ی ِ ] ( اِخ ) اسفراین. رجوع به اسفراین شود: صواب آنست که بتن خویش حرکت کنیم هم از گرگان با غلامان سرائی و لشکر گزیده تر بر راه سمنگان که میان اسپراین و اَسَتوار بیرون شویم و به بنسا تاختن آوریم هرچه قویتر. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 480 ).

جمله سازی با اسپراین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با توجه به آن‌که تقسیمات کشوری ساسانیان در سده‌های نخستین اسلامی، همچنان بر جای بود؛ می‌توان گفت همان گونه که جغرافی‌نویسان سده سوم قمری/نهم میلادی، از بیهق به عنوان یکی از رساتیق و نواحی نیشاپور (ابرشهر) نام برده‌اند. در این زمان؛ رساتیق ایالت نیشابور (= نیوشاپور، ابرشهر) ساسانی عبارت بودند از: ارغیجان، اسپراین، جوین، بیهک (بیهق)، باخرز، خواف، زوزن، زام (جام)؛ این ایالت، توسط فرمانروایی به نام کنارنگ اداره می‌گردید. تقسیمات دوره اسلامی نیز به همان روش دورهٔ پیشین بود.

💡 به‌طور کلی نام این شهر در متون به صورت‌های سبراین (حدودالعالم)، سفراین (تاریخ سیستان)، اسپراین (بیهقی)، اسپرایین (برهان قاطع)، و اسفرائین (ثعالبی، یتیمة الدهر، یاقوت و قزوینی) نیز آمده‌است اما گویاترین و موثق‌ترین سند، که هیچ‌گونه دخل و تصرفی در آن صورت نگرفته و زیر نظر حکومت مرکزی بوده و نام این شهر کهن را به مدت ۷۰۰ سال یعنی از زمان مغولان تا اواخر حکومت صفوی زنده داشته، سکه است.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز