لغت نامه دهخدا
استمال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) کور کردن چشم کسی را. ( منتهی الارب ).
استمال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) کور کردن چشم کسی را. ( منتهی الارب ).
کور کردن چشم کسی را
آستمال. آستامال، روستایی از توابع بخش خاروانا، شهرستان ورزقان در استان آذربایجان شرقی است. اکثر اهالی این روستا به تبریز مهاجرت کرده اند و طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ این روستا در حدود ۴۰۰ نفر جمعیت دارد. از جاهای دیدنی وزیارتی این روستا به جنگل های بلوط و بقعه سید جبرییل میتوان اشاره کرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تفسير ((كشف الاسرار)) منسوب به خواجه عبداللّه انصارى آمده است: ((دنيا همچون آباست و خداى متعال مال دنيا را مثل به آب زده كه چون به اندازه خويش بود سبب صلاح خلقباشد، و اگر از حدّ و اندازه خويش در گذرد، جهان را خراب كند، همچنين استمال اگر به قدر كفاف باشد دارنده آن منعّم شود و اگر از حدّ خود تجاوز كند و فزونىگيرد موجب كفران و طغيان گردد.
💡 در قرب آن امكان، در طرف راست، باغى استمال شخصى كه او را حاجى ميرزا هادى مى گفتند و از متمولين معروفين عجم بود كه دربغداد ساكن بود. گفتم: (سيّدنا ! راست است كه مى گويند زمين باغ حاجى ميرزاهادى،مال حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام است ؟)