استدعاء

لغت نامه دهخدا

استدعاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خواندن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). خواندن بخود: مثالی به استدعای شاه شار روان کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 341 ). || درخواست کردن. خواستن. ( غیاث ). درخواست. درخواستن. خواهش کردن: و عاملی را بنصرت خویش استدعا کرد، عذری نهاد. ( کلیله و دمنه ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به درخواست از شخص یا مقام بالاتر استدعاء گفته می شود.
به طلب و درخواست چیزی از کسی که رتبه و مقام بالاتری از درخواست کننده دارد، استدعا یا دعا می گویند.برخی عدم استعلا را در طلب استدعایی شرط دانسته اند و در جایی که این درخواست به طریق استعلا صورت گرفته است، هر چند طلب دانی از عالی باشد، آن را «استدعا» ندانسته اند بلکه به آن «امر» گفته اند.برخی معتقدند صیغه امر بر طلب فعل دلالت می کند و میان وجوب، ندب، استدعا و التماس، مشترک معنوی می باشد، ولی وجوب، فرد اکمل افراد طلب، و استدعا اضعف افراد آن می باشد.

جمله سازی با استدعاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و من ذلك المقام (125) اباء الانبياء المرسلين و الاولياء الراشدين - صلوات اللهعليهم اجمعين - عن اظهار المعجزات و الكرامات التى اصولها اظهار الربوبية والقدر والسلطنة و الولاية فى العوالم العالية و السافلة، الا فى موارد اقتضت المصلحةلاظهارها. و فيها ايضا كانوا يصلون و يتوجهون الى رب الارباب باظهار الذلة و المسكنةو العبودية و رفض الانانية، و ايكال الامر الى بارئه و استدعاء الاظهار عن جاعله ومنشئه،علت قدرته. مع ان تلك الربوبية الظاهرة بايديهم - عليهم السلام - هى ربوبية الحق- جل و علا - الا انهم عن اظهارها بايديهم ايضا ياءبون .

💡 {{حکایت : كايد تاج امیر شول در بلوک بیضا داماد میشد و از عالی جناب سید شمس الدين محمد استدعاء حضورایشان فرمود. آنجناب خود[نزول] نفرمودند لیکن اتباع و کسان خود را فرستادند. چون وقت چیزی پختن شد مولانا محکی عنه خواست که اظهار شیدی کند تا این معنی وسیلهٔ جری و سبب نفعی گردد. گفت مدّتی است که به ریاضت مشغولم و ترک حیوانی کرده ام.مطبخی را بگوی که از برای من برنجی بی گوشت به روغن گوسفند بپزد!}}

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز