لغت نامه دهخدا
اخوس. [ اُ ] ( اِخ ) بیرونی در آثارالباقیة در جدول ملوک کلدانی این نام را آورده است و این صورت لقب اردشیر ( ارتاگزرسس ) سیم است. رجوع به اُخُس شود.
اخوس. [ اُ ] ( اِخ ) بیرونی در آثارالباقیة در جدول ملوک کلدانی این نام را آورده است و این صورت لقب اردشیر ( ارتاگزرسس ) سیم است. رجوع به اُخُس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برنامهٔ جهانی آتشفشانی (به انگلیسی: Global Volcanism Program) وابسته به مؤسسه اسمیتسونین ارتفاع کوه اخوس دل سالادو را ۶۸۸۷ متر اعلام نمودهاست اما منابع دیگر این ارتفاع را تا ۶۸۹۳متر نیز دانستهاند. همچنین در سال ۱۹۵۶ یک گروه اکتشافی شیلیایی ارتفاع این آتشفشان را ۷٬۰۸۳ متر اعلام کردند، یعنی بلندتر از کوه آکونکاگوا و در نتیجه بلندترین قله در نیمکره غربی. اما درستی این گزارش تأیید نگردید.
💡 شاه نسبت به مادرش پروشات سوءظن حاصل کرد زیرا درجهٔ کینهورزی و شقاوت او را خوب میدانست و برای اینکه در این باب حقیقت مطلب را بداند، فرمود تمام خدمه و صاحبمنصبان مادرش را توقیف و زجر کنند، ولی پروشات ژی ژیس را مدتها در منزل خود نگاهداشت و از تسلیم او به شاه امتناع ورزید بالاخره این زن روزی اجازه گرفت به خانهاش برود و قراولان شاهی او را گرفته، موافق قوانین پارسی که برای زهردهندگان مقرر است با زجر کشتند. چنین است عقیده دینُن، ولی کتزیاس گوید که ژی ژیس آلت اجرای قصد پروشات نبود و فقط بر خلاف میل خود از قضیه اطلاع داشت. بههرحال شاه به مادرش چیزی نگفت و نسبت به او کاری نکرد، جز اینکه او را از خود دور داشت. از استاتیرا سه پسر باقیماند به نامهای داریوش، آریاسپ و اخوس که بعد از پادشاهی نام اردشیر سوم را بر خود گذاشت.