اخروسیوس

لغت نامه دهخدا

اخروسیوس. [ اَ ] ( اِخ ) طبیب. قفطی در تاریخ الحکما آرد: اسقلبیوس از فرزندان و خویشاوندان شش شاگرد بجای ماند و آنان ماغینوس و سقراطون و أخروسیوس الطبیب و مهراریس المکذوب علیه... و صوریذوس و میساوس باشند و هر یک از اینان رأی استاد خویش اسقلبیوس رااتخاذ کرده است و آن رأی تجربه است، چه طب توسط اوبصورت تجربه درآمد. ( تاریخ الحکماء چ لیپزیک ص 13 ).

جمله سازی با اخروسیوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسقلبیوس اول دوره صباوت و جوانی او نود سال طول کشید پیش از آنکه قوه الهیه بر روی او گشوده شود و مدت پنجاه سال هم عالم و چهل سال معلم بود… اسقلبیوس دوم مدت صد و ده سال در صباوت و پانزده سال در تعلم گذرانید و نود سال عالم معلم بود… و هر یک ازاین اطباء بزرگ را استادانی بود که بدیشان صناعت طب می‌آموختند و ایشان خود فرزندان و شاگردانی از منسوبین خویش به جای گذاشتند زیرا در بین ایشان عهدها و میثاق‌ها بود که به رسم اسقلبیوس اول این صناعت را به بیگانه نیاموزند و از شاگردان اسقلبیوس، از فرزندان و خویشاوندان، شش تن باشند و آنان ماغینوس و سقراطون و اخروسیوس طبیب و مهراریس و موریذوس و میساوس نام دارند که هریک از آن‌ها رأی استاد خود اسقلبیوس را که رای تجربه بود (چه طب او را از راه تجربه حاصل شد) از آن خود کردند.