اجتراح

لغت نامه دهخدا

اجتراح. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) کسب کردن. ( منتهی الارب ). اکتساب. || ورزیدن. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با اجتراح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مـجمع البيان مى گويد: كلمه (اجتراح ) به معناى اكتساب است. مى گويند (جرح) يـعـنـى كـسـب كـرد، و (اجـتـرح ) يـعـنـى اكـتـسـاب كـرد. واصـل ايـن لغـت (جـراح ) اسـت زيرا جراح و اجتراح اثر مشابه دارند آنگاه مى گويد: وكلمه (سيئه ) به معناى عمل زشتى است كه صاحبش را به خاطر استحقاق مذمت ناراحت مىكند.

💡 كـلمـه (سـواء) بـنـا بـر قـرائتـى كـه مـعـمول و رائج است مصدرى است به معناى اسمفاعل، و معنايش (مستويا) و يا (متساويا) است. و كلمه (محياهم ) مصدر ميمى است،و خود فاعل (سواء) است، و ضمير (هم ) در آن به مجموع اجتراح كنندگان و مؤ منانبـر مـى گـردد. و هـمـچـنـيـن كـلمـه (مـمـاتـهـم ) كـه عـطـف بـدان شـده،حال (محياهم ) را دارد.