لغت نامه دهخدا
اثراب. [ اِ ] ( ع مص ) ثَرب. تثریب. سرزنش کردن. نکوهیدن بر گناه. || پیه ناک گردیدن: اثرب الکبش؛ پیه ناک گردید قچقار. ( منتهی الارب ).
اثراب. [ اِ ] ( ع مص ) ثَرب. تثریب. سرزنش کردن. نکوهیدن بر گناه. || پیه ناک گردیدن: اثرب الکبش؛ پیه ناک گردید قچقار. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بعضى از كتب اين دعا را از حضرت رسول صلى الله عليه و آلهنقل و براى آن خواص و اثراب زيادى نوشته اند و از آن جمله است كه به خواننده اين دعاخداى تعالى سه چيز مرحمت فرمايد. اول بركت در روزى، دوم از غيب روزى او مى رسد،سوم دشمن او نابود شود و هر كس آن را بخواند يا پيش خو نگاهدارد از شر شيطان وبليات زمين و آسمان محفوظ ماند و اگر اين دعا را هر روز بخواند به شخص بيمارى كهاطباء از معالجه او مايوس شده اند بدمد خداوند ازفضل خود او را با شفاى عاجل عنايت فرمايد و اگر شخصى داراى اولاد نباشد و اين دعا رابا مشك و زعفران بنويسد و سى و يك روز نزد خود نگاهدارد خداوند عالم او را صاحب اولادفرمايد و اميد هست كه دارنده اين دعا در قيامت درجه و مقام عالى داشته باشد.