ابوشداد
لغت نامه دهخدا
ابوشداد. [ اَ ش َدْ دا ] ( اِخ ) نام مردی است بزمان رسول علیه الصّلوة و السّلام. او درک صحبت پیامبر نکرد و سخن او علیه السّلام نشنید لیکن وفات رسول بخاطر داشت.
ابوشداد. [ اَ ش َدْ دا ] ( اِخ ) ذماری عمانی. وی بزمان رسول صلوات اﷲ علیه بعمان بود و نامه پیامبرعلیه الصّلوة و السّلام را باهل عمان او روایت کند.
ابوشداد. [ اَ ش َدْ دا ] ( اِخ ) شامی. صحابی است.
ابوشداد. [ اَ ش َدْ دا ] ( اِخ ) ضبعی. محدّث است.
ابوشداد. [ اَ ش َدْ دا ] ( اِخ ) صحابی است.
ابوشداد. [ اَ ش َدْ دا ] ( اِخ ) از مجاهد روایت کند.
جمله سازی با ابوشداد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 واثلة بن اسقع بن عبدالعزی بن عبدیالیل بن ناشب بن غیرة بن سعد بن لیث بن بکر بن عبدمناة بن کنانة، لیثی کنانی از صحابهٔ پیامبر اسلام و از قبیلهٔ کنانه بود. کنیهاش را ابوشداد گفتهاند. از اصحاب صفه بود و در هنگام نبرد تبوک اسلام آورد و سه سال به پیامبر خدمت کرد. او از راویان حدیث کسا و ماجرای آیهٔ تطهیر نزد اهل سنت است.