ابراهیم سامانی

لغت نامه دهخدا

ابراهیم سامانی. [ اِ م ِ ] ( اِخ ) ابراهیم بن احمدبن اسماعیل. یکی از شاهزادگان سامانی. بواسطه مخالفت با نصربن احمد مدتی محبوس و پس از رهائی باز بسبب داعیه استقلال و محاربه و مغلوبیت به عراق عرب رفته و تا وقتی ابوعلی محتاجی از نوح بن نصر برادرزاده ابراهیم رنجیده گشت و خواست از ری بمحاربت او رود ابراهیم را از موصل بخواست و با وی بیعت کرد و با او ببخارا رفته امیر نوح را شکست داد. پس از آنکه امیر نوح مملکت خویش را بچنگ آورد ابراهیم اظهار ندامت کرد وچندی مرفه بود ولیکن باز گرفتار شده مکحول گردید.

فرهنگ فارسی

یکی از شاهزادگان سامانی

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:ابواسحاق سامانی، ابراهیم بن احمد (قرن ۴ق)

جمله سازی با ابراهیم سامانی

💡 نیز گفته‌اند که نوح به سبب شکایت‌های مردم از بدسیرتی کارگزاران ابوعلی در خراسان (گردیزی، ۳۴۰) که ظاهراً می‌بایست به تحریک امرای مخالف صورت گرفته باشد، او را از امارت خراسان برکنار کرد. از آن سوی سپاه ابوعلی به سبب بدکرداریِ شخصی که امیر سامانی برای نظارت بر امور سپاه همراه ابوعلی گسیل داشته بود (بارتولد، ۱/۵۲۷)، طغیان کرد (گردیزی، ۱۹۹). این همه باعث شد که ابوعلی در برابر کردار نوح برادر خود ابوالعباس را به حکومت همدان فرستد و خود به درخواست سپاه، ابراهیم بن احمد سامانی عموی نوح را از عراق بخواند و با او بیعت کند (۳۳۴ق/۹۴۵م). به این ترتیب، پیش‌بینی امیر نصر که گفته بود فرزندانش قدر ابوعلی را نشناسند و او را بیازارند و او عصیان کند (نفیسی، ۲۳۱، به نقل از جوامع الحکایات)، راست آمد. ابوعلی در همدان به ابراهیم پیوست و هر دو به ری رفتند. در آنجا دانست که برادرش ابوالعباس بر او غدر ورزیده و نوح را از واقعه آگاهانیده است. پی بی‌درنگ والیانی بر ری و جبال گماشت و خود به نیشابور رفت (ابن اثیر، ۸/۴۵۹) و در ۳۳۵ق/۹۴۶م وارد آنجا شد و از آنجا همراه با ابراهیم به مرو تاخت. نوح به بخارا و از آنجا به سمرقند واپس نشست و ابوعلی بر مرو و بخارا چیره شد و خطبه به نام ابراهیم سامانی کرد، اما ابراهیم به تحریک مخالفان که وی را از نیرنگ ابوعلی بیم می‌دادند (ابوعلی مسکویه، ۲/۱۰۳)، تصمیم گرفت به سود نوح کنار رود و خود سپهسالاری او را به عهده گیرد.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز