مستنده

مترادف‌ها

مدرک، دلیل، اثبات‌شده

متضادها

غیرمستند، بی‌مدرک

لغت نامه دهخدا

مستنده. [ م ُ ت َ دِه ْ ] ( ع ص ) کار راست و مستقیم شونده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنداه شود.

جمله سازی با مستنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همه اين احاديث از اصول مستنده استخراج شده و اسناد اصولش را از جهت اختصار ترككرديم، زيرا كه خداى تبارك و به فضل و رحمت خود وعده ثواب فرموده است آن را كهبه آنچه رسيده است عمل كرده و هر چند امر چنان كه به او رسيده است نباشد و وارد شدهاست اين خبر در شما احاديثى از طرق ما و طرق عامه.

💡 مفتاح: اذن البكر صماتها سكت فهود اقرارها الى... و اما اثيب، امرها اليها فتكلفللنطق كذا فى الصحاح المتقدمه و لا خلاف فيه الا من الحلى فى الاكتفاء بسكوت البكرو مستنده عدم العمل باخبار الاحاد مع الاصل. تم الجزءالاول من كتاب النكاح و يتلوه الجزء الثانى و اوله الولايه.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران