متقلد

لغت نامه دهخدا

متقلد. [ م ُ ت َ ق َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) قلاده پوشنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). زینت داده شده با گردن بند. ( ناظم الاطباء ). || کسی که امری را خود به عهده گرفته. ( از اقرب الموارد ). متقلد امری شدن، به عهده گرفتن آن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): و آن خطه به ملکی غالب... محتاج است. و پادشاهی که متقلد آن حکم بود از میان برخاست. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 221 ). و از اقطار ممالک اصحاب حاجات و ارباب ملتمسات و متقلدان اعمال و منسوبان اشغال متوجه حضرت او گشته. ( جهانگشای جوینی ). و از اکابر و متعینان کرمان... که هر دو متقلد منصب قضا بودند... همراه ایشان بودند. ( ظفرنامه یزدی چ امیرکبیر ج 2 ص 379 ). و رجوع به تقلد شود. || شمشیر به خود بسته. || کسی که نیزه برمیدارد. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).

فرهنگ معین

(مُ تَ قَ لِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) کسی که امری را بر گردن گرفته باشد.

فرهنگ عمید

۱. کسی که امری را بر گردن گرفته، متعهد.
۲. مقلد، پیروی کننده.

فرهنگ فارسی

کسی که قلاده برگردن انداخته، کسی که امری رابرگردن گرفته
( اسم ) ۱ - آنکه قلاده بر گردن انداخته. ۲ - کسی که امری را بعهده گرفته: و از اکابر و متعینان کرمان... که هر دو متقلد منصب قضا بودند... همراه ایشان بودند جمع: متقلدین.

جمله سازی با متقلد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در پاسخ مى گوئيم: خير چنين لازمه اى وجود ندارد و ما در سابق يعنى در تفسير آيه(213)، از سوره بقره در جلد دوم عربى اين كتاب، بحثى پيرامونمسائل نبوت گذرانديم و در آنجا گفتيم كه تبليغ و دعوت عين نبوت و بعثت نيست، هر چنداز شؤ ون و لوازم آن، و از مناصب و مقامات الهيه اى است كه شخص نبى متقلد آن مى شود وبه همين جهت منافات ندارد كه اين منصب به امرى و فرمانى جداگانه به غير شخص نبىنيز داده شود، همچنانكه در سابق يعنى در تفسير آيه: (124) از سوره بقره در جلداول عربى اين كتاب آنجا كه بحثى پيرامون مساءله امامت داشتيم خاطرنشان كرديم: كهمساءله دعوت و تبليغ عين امامت هم نيست هر چند كه به وجهى از لوازم آن هست.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز