مارق

لغت نامه دهخدا

مارق. [ رِ ] ( ع ص ) آن تیر که از نشانه بگذرد و بیفتد. ( مهذب الاسماء ). بیرون گذرنده از نشانه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || مرتد و خارج شده از دین. ج، مارقون، مُرّاق. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بیرون شده از دین و سنت. ج، مارقین. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). از دین بیرون رونده و گمراه. ( غیاث ) ( آنندراج ). || ایضاً بمعنی عالم نافذ در هر چیز که کژ نرود. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

آن تیر که از نشانه بگذرد و بیفتد

جمله سازی با مارق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من فرزند آن كسى هستم كه با پيغمبر دو بار بيعت كرده و به دو قبله نماز برد و در نبرد بدر و حنين جنگيد و به اندازه يك چشم برهم زدن خداى را كافر نشده است؛ شيرمرد مسلمانان و كسى كه با ناكثان و قاسطان و مارقان جنگيده است. بذال و بخشنده، جوانمرد و هوشمند، شيرمرد حجاز، رزمنده شهيد عراق، مكى بود و مدنى ابطحى بود و تهامى. خيفى بود و عقبى، بدرى بود و احدى، شجرى بود و مهاجرى، على بن ابى طالب، پدر دو سبط پيامبر خدا، يعنى حسن و حسين.

💡 814- مارق اول  بعد از پايان يافتن ماجراى صفين عروه بن اديه نخستين كسى بود كه به حكميت اعتراضكرد و شعار خوارج يعنى لا حكم الا الله را سر داد و اساس دين خوارج را اعلامكرد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز