لصوص

لغت نامه دهخدا

لصوص. [ ل ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ لص. ( منتهی الارب ).
- اشعاراللصوص؛ اشعار دزدان شاعر عرب چون شنفری و غیره.
- قصراللصوص؛ بقایای قصری به کنگاور. رجوع به مدخل قصراللصوص شود.
لصوص. [ ل ُ ] ( ع مص )لصوصة. لصوصیة. لصص. لصاص. دزدیدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

دزدان.

فرهنگ فارسی

لصوصه. دزدیدن

جمله سازی با لصوص

💡 مرمرا نامد جوابی زین خصوص گوئیا این خواجه باشد از لصوص