فسقه

لغت نامه دهخدا

( فسقة ) فسقة. [ ف َ س َ ق َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ فاسق. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ) ( اقرب الموارد ). فُسّاق. رجوع به فُسّاق شود.

فرهنگ عمید

= فاسق

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - تبهکار گنهکار ناراست کردار ۲ - مردی که با زن شوهر دار دوستی و هم صحبتی کند جمع: فساق فسقه فاسقین.

جمله سازی با فسقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و مرحوم مامقانى خريت فن رجال در كتاب رجالش در مقام رد حديث بر مى آيند و رسما آن رامردود مى شمرند و مى فرمايند: زيد بن على گرچه خودش ممدوح و منزه است، امّا شكىنيست كه فرقه زيديه و پيروان او كه قائل به امامت زدند فسقه و فاجرند، و امام صادقو امام جواد و امام هادى (عليهم السلام ) همه آنان را ناصبى و يا به منزله نصاب خواندهاند.

💡 دخل رجلان المسجد، احدهما عابد و الاخر فاسق فخرجا من المسجد و الفاسق صديق والعابد فاسق و ذلك انه يدخل العابد المسجد مدلا بعبادتهيدل بها فتكون فى ذلك و تكون فكرة الفاسق فى التندم على فسقه و يستغفر الله -عزوجل - مما صنع من الذنوب

💡 عن احدهما قالدخل رجلان المسجد احدهما عابد و الاخر فاسق فخرجا من المسجد و الفاسق صديق و العابدفاسق و ذلك انه يدخل العابد المسجد مدلاًّ بعبادته يدلّ بها فتكون فكرته فى ذلك وتكون فكرة الفاسق فى التندم على فسقه و يستغفر الله عزّ و جلّ مما صنع من الذنوب. اصول كافى / 2 / 236

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز