لغت نامه دهخدا
فریشته دل. [ ف ِ ت َ / ت ِ دِ] ( ص مرکب ) فرشته سیرت. فرشته خو. پاکدل:
به روی او نگر از جمل بنی آدم
اگر نه آدمیی دیده ای فریشته دل.سوزنی.رجوع به فرشته خو و فریشته خوی شود.
فریشته دل. [ ف ِ ت َ / ت ِ دِ] ( ص مرکب ) فرشته سیرت. فرشته خو. پاکدل:
به روی او نگر از جمل بنی آدم
اگر نه آدمیی دیده ای فریشته دل.سوزنی.رجوع به فرشته خو و فریشته خوی شود.
فرشته سیرت. فرشته خو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بروی او نگر از جمله بنی آدم اگر نه آدمئی دیده ای فریشته دل