عیسی نفس

لغت نامه دهخدا

عیسی نفس. [ سا ن َ ف َ ] ( ص مرکب ) عیسی دم. مسیحادم. دارای دمی چون دم عیسی جان بخش. ولی کامل که مرده را زنده کند. ( آنندراج ). آنکه دمی مانند عیسی دارد و مرده را زنده کند وبیمار را شفا دهد. ( فرهنگ فارسی معین ):
زآن رای کآن برادر عیسی نفس زده
دولت نصیب خواهر مریم مکان شده.خاقانی.ور ملک باشم بر آن عیسی نفس
سبحه پروین نشان خواهم فشاند.خاقانی.ز چندان حکیمان عیسی نفس
بلیناس فرزانه را برد و بس.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دمی مانند عیسی دارد و مرده را زنده کند و بیماران را شفا دهد: ولی کامل.

جمله سازی با عیسی نفس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای نزل عطای تو ز خوان انا املح عیسی نفسان مایده خوار این لب نان را

💡 مریم عیسی نفس بلقیس جمشید اقتدار عصمت دنیا الدنیا خداوند جهان دلشاد شاه

💡 خوانده روح قدسی او را موسی عیسی نفس گفته عقل علوی او را عیسی موسی بیان

💡 بی کس تر ازین عاشق دل خسته کسی نیست عمری ست که بیمارم و عیسی نفسی نیست

💡 یا شمال از دم عیسی نفسی بویی یافت کز نسیم خوش او در تن من جان آید

💡 هر زنده دلی دل ز مسیحا نفسی یافت آنرا نفسی نیست که عیسی نفسی نیست

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز