لغت نامه دهخدا
شیوه زن. [ شی وَ / وِ زَ ] ( نف مرکب ) در تداول عامه، شیوه زننده. اهل فرقه.کسی که دارای عادتهای زشت و ناپسند اخلاقی است. ( فرهنگ لغات عامیانه ). رجوع به شیوه ای و شیوه زدن شود.
شیوه زن. [ شی وَ / وِ زَ ] ( نف مرکب ) در تداول عامه، شیوه زننده. اهل فرقه.کسی که دارای عادتهای زشت و ناپسند اخلاقی است. ( فرهنگ لغات عامیانه ). رجوع به شیوه ای و شیوه زدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از قضا بود در آن کو پسری پسری شیوه زنی عشوه گری
💡 ندانم تو منی یا من توام جان از آن شیوه زنی اینجای دستان
💡 تو پنداری که چادر ز آهن و روست؟ اگر زن شیوه زن شد مانع اوست؟