شهقه

لغت نامه دهخدا

( شهقة ) شهقة. [ ش َ ق َ ] ( ع مص ) نعره زدن. یقال: شهق شهقةً فمات. ( منتهی الارب ). صیحه. ( تاج المصادر بیهقی ). نعره. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نعره زدن.

جمله سازی با شهقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هفت شین ساز مکن جان من اندر شب عید شکوه و شین وشغب شهقه وشور وشیون

💡 بعد ازان شهقه ای بزد که مگر مرغ جانش به لامکان زد پر

💡 ابن صيفى از شنيدن اين خواب شهقه زده و بگريه كردن آغاز نمود، و سپس قسم ياد آورىنمود كه تا اين ساعت كلمه از ابيات من بكسى اظهار نشده است، و اين ابيات را در همانامشب انشاء كرده ام، و شروع كرد بخواندن آن اشعار:

💡 شيخ طوسى رحمه اللّه روايت كرده كه چون خبر شهادت امام حسين عليه السّلام به مدينهرسيد اءسماء بنت عقيل با جماعتى از زنهاى اهل بيت خود بيرون آمد تا به قبر پيغمبرصلى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد پس ‍ خود را به قبر آن حضرت چسبانيد و شهقه زد ورو كرد به مهاجر و انصار و گفت:

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز