لغت نامه دهخدا
شمشیرگیری. [ ش ِ / ش َ ] ( حامص مرکب ) عمل و صفت شمشیرگیر. دلاوری. جنگجویی. ( یادداشت مؤلف ):
کجا آن شیر کز شمشیرگیری
چو مستان کرد با ما شیرگیری.نظامی.رجوع به شمشیرگیر شود.
شمشیرگیری. [ ش ِ / ش َ ] ( حامص مرکب ) عمل و صفت شمشیرگیر. دلاوری. جنگجویی. ( یادداشت مؤلف ):
کجا آن شیر کز شمشیرگیری
چو مستان کرد با ما شیرگیری.نظامی.رجوع به شمشیرگیر شود.
عمل و صفت شمشیر گیر دلاوری و جنگجویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کجا آن شیر کز شمشیرگیری چو مستان کرد با ما شیرگیری