شرح ده

لغت نامه دهخدا

شرح ده. [ ش َ دِه ْ ] ( نف مرکب ) شرح دهنده. توصیف کننده. نمودارکننده. شارح:
آه بخور از نفس روزنش
شرح ده یوسف و پیراهنش.نظامی.

فرهنگ فارسی

شرح دهنده توصیف کننده نمودار کننده

جمله سازی با شرح ده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر رهی دزدیده داری سوی گنج شرح ده تا من برون آیم ز رنج

💡 از نشاط صرف ناآمیخته شرح ده ای دل تو باری دیده‌ای

💡 صغیر تا به صف حشر ناتمام بود اگر که شرح دهی داستان خاموشی

💡 این همه حرمت که پیش شه تو راست شرح ده کاین زرد رویت از چه خاست

💡 حال من شرح ده چو قصهٔ خویش پیش آن صدر مکرم مکرم

💡 مرد گفتا می ندانم سر این شرح ده تا این شکم گردد یقین

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز