شذوذ

لغت نامه دهخدا

شذوذ. [ ش ُ ] ( ع مص ) تنها و نادر و غریب شدن. ( از منتهی الارب ). ندرت. نادر شدن. کمی، مقابل اطراد. کم یابی.دیریابی. دشواریابی. ( یادداشت مؤلف ). عزت. اندک یافت شدن. ( لغت سید شریف جرجانی ). || پراکنده و یک یک گردیدن. ( منتهی الارب ). پراکنده شدن. || تنها و غریب کردن. لازم و متعدی است. ( از منتهی الارب ). || تنها شدن. ( لغت سید شریف جرجانی ). تنها ماندن. ( مهذب الاسماء ). رجوع به شذ شود.

فرهنگ فارسی

تنها و نادر و غریب شدن ندرت یا پراکنده و یک یک گردیدن.

جمله سازی با شذوذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و يا من به اعوذ و يا من به الوذ و من حكمه نفوذ فماعنه لى شذوذ تباركت من حكيم

💡 مترجم گويد كه استثناى مفزغ در كلام مثبت را جمهور نحويين محظور دانسته اند و اگرجايى پيدا شود بر سبيل شذوذ مثبت را به تاويل نفى برند و يقبح الا العجزرابه تاويل نفى بايد برد و از اينجاست كه اهل حقيقت گفته اند: الصبر من اصعبالمنازل على العامه و او حشها فى طريق المحبه و انكرها فى طريق التوحيد