شارم
لغت نامه دهخدا
شارم. [ رِ ] ( ع ص ) تیری که گوشه نشانه را بشکافد. ( منتهی الارب ). السهم یشرم جانب القرض. ( اقرب الموارد ).
شارم. ( اِخ ) مرکز کانتون وژ از آروندیسمان اپینال، واقع در کنار رودخانه موزل است. 5000 تن جمعیت دارد. آبجوسازی، صنعت حاشیه دوزی وجنگلهای آن معروف است. زادگاه موریس بارس نویسنده قرن بیستم فرانسوی است.
فرهنگ فارسی
مرکز کانتون وژ از آروندیسمان اپینال واقع در کنار رودخانه موزل است. ۵٠٠٠ تن جمعیت دارد. آبجو سازی صنعت حاشیه دوزی و جنگلهای آن معروف است.
جمله سازی با شارم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهروز قمری تبریزی (زادهٔ ۲۸ ژوئن ۱۹۶۰)، تاریخدان، جامعهشناس و استاد ایرانی الاصل آمریکایی است. او برای آثارش در مورد انقلاب ایران و پیامدهای آن شناخته شدهاست. قمری تبریزی به عنوان استاد مطالعات خاور نزدیک و مدیر مرکز مطالعات ایران و خلیج فارس شارمین و بیژن مصور رحمانی در دانشگاه پرینستون فعالیت میکند.
💡 مجموعه مهم و اصلی خانه در جبهههای شرقی و شمالی حیاط به صورت دو طبقه در گودال باغچه بنا شدهاست و شارمی نیز در طبقه بالا، جداکننده دو طبقه بالا و پایین، حیاط را دور میزند و به این ترتیب نقش ارتباطی بین بخشهای مختلف خانه را ایفا میکند.
💡 این سازمان را شارمین میمندینژاد تأسیس کرد. طبق ادعای وبگاه جمعیت امام علی، ده هزار عضو داوطلب در این نهاد فعالیت میکردند.
💡 شامگاه ۱ تیر ۱۳۹۹ شارمین میمندینژاد مؤسس جمعیت خیریه امام علی، کتایون افرازه و مرتضی کیمنش دو عضو دیگر این سازمان بازداشت شدند.