سکه زن

لغت نامه دهخدا

سکه زن. [ س ِک ْ ک َ / ک ِ زَ ] ( نف مرکب ) ضرابی و کسی که پول رایج را سکه میکند. سکه زننده. ضراب. ( ناظم الاطباء ):
من سکه زنم بقالبی خوب
او نیز زند ولیک مقلوب.نظامی.مشارالیه باید که متوجه باشد که ضرابهای سکه زن بدستور مقرر در اشرفی و عباسی سکه کاری نمایند. ( تذکرة الملوک چ 2 ص 33 ).

فرهنگ عمید

کسی که پول فلزی سکه می زند.

فرهنگ فارسی

ضرابی و کسیکه پول رایج را سکه میکند

جمله سازی با سکه زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهاندار گفت از حساب کهن به آزرم‌تر سکه زن بر سخن

💡 گاهی نیز توپ‌های لحیم را تحت فشار سکه زنی می‌کنند تا با افزایش سطح تماس مقاومت آن‌ها افزایش یابد.

💡 امروز در قلمرو توحید سکه زن غیر از تو ای شهنشه والا تبار نیست

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز