فرهنگ عمید
آن که به آسانی بتوان او را وادار به هرکاری کرد، مطیع، آرام.
آن که به آسانی بتوان او را وادار به هرکاری کرد، مطیع، آرام.
آنکه بتوان باسانی او را بهر جا برد مطیع و آرام:.... و بتو هم نگویی که او را سهل القیاد و سست عنان یافتم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از خجسته اهتمام تو شود سهل القیاد هر مهمی کان بود در مملکت صعب المرام