سر فروشی

مترادف‌ها

فداکاری، ایثار، جان‌فشانی

لغت نامه دهخدا

سرفروشی. [ س َ ف ُ ] ( حامص مرکب ) کنایه از دلیری و شجاعت. || وفاداری. || جانبازی. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از دلیری و شجاعت. یا جانبازی

جمله سازی با سر فروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به پیش آمدش سر فروشی به راه ازو دور بد پهلوان سپاه

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران