خانه فروشی

لغت نامه دهخدا

خانه فروشی. [ ن َ / ن ِ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عرض تجمل و اظهار ثروت وبیان ساز و برگ و سازمان. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ) ( برهان قاطع ):
عشق تو عقل مرا کیسه بصابون زده ست
وام ده تا هوش را خانه فروشی زند.خاقانی.دید دلم وقف عشق خانه بام آسمان
خانه فروشی بزد دل ز کنارم ببرد.خاقانی.عشق بگسترد نطع پای فرو کوب هان
خانه فروشی بزن آستنی برفشان.خاقانی.

جمله سازی با خانه فروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دید دلم وقف عشق خانهٔ بام آسمان خانه فروشی بزد دل ز کنارم ببرد

💡 روزن این خانه رها کن به دود خانه فروشی به زن آخر چه سود‌؟

💡 نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان خانه فروشی بزن آستیی برفشان

💡 ای خازن جنت بعمل خانه فروشی در بر رخ ما باز تو از بهر خدا کن

💡 من شهر بگردم پس ازین خانه خرم تا بو که مرا خانه فروشی بزنی

ایرا یعنی چه؟
ایرا یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز