سخف

لغت نامه دهخدا

سخف. [ س َ / س ُ ] ( ع اِمص ) تنگی زندگانی و لاغری از گرسنگی. ( منتهی الارب ). رقةالعیش. ( اقرب الموارد ). || سبکی عقل. ( منتهی الارب ).
سخف. [ س ُ ] ( ع اِمص ) سبکی عقل، خاصه. ( منتهی الارب ). ضعف عقل. ( اقرب الموارد ). رجوع به سخافة شود.
سخف. [ س َ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( معجم البلدان ).

جمله سازی با سخف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و سخف به معنى رقت و خفت عقل است. چنانچه در صحاح و غير آن است.

💡 بسندنا المتصل الى سلطان المحمدثين يعقوب الكلينى رضوان الله عليه، عن على بنابـراهـيـم، عـن اءبـيـه، عـن ابـن مـحـبـوب، عـن سـمـاعـة عـن اءبى عبدالله، عليه السلام،قـال ان فـى كـتاب على، عليه السلام: اءن اءشد الناس بلاء النبيون، ثم الوصيون،ثم الامثل فالامثل. و انما يبتلى المؤ من على قدر اءعماله الحسنة، فمن صح دينه و حسن عمله، اشتد بلاؤ ه. و ذلك اءن الله تعالى لم يجعل الدنيا ثوابا لمؤ من و لا عقوبة لكافر. ومن سخف دينه و ضعف عقله قل بلاؤ ه. و ان البلاء اءسرع الى المؤ من التقى من المطر الىقرار الارض.(421)

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز