لغت نامه دهخدا
سائحات. [ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ سائحة. رجوع به سائحة شود. || زنان روزه دار. ( غیاث ) ( آنندراج ).
سائحات. [ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ سائحة. رجوع به سائحة شود. || زنان روزه دار. ( غیاث ) ( آنندراج ).
[ویکی الکتاب] معنی سَائِحَاتٍ: زنانی که (درپی کسب رضای الهی )دائم در حرکتند(اسم فاعل از سیاحت به معنای راه افتادن و در زمین گشتن است، و به همین جهت به آبی که دائما روان است میگویند سائح و منظور از سائحان کسانی هستند که با قدمهای خود از این معبد به آن معبد میروند )
ریشه کلمه:
سیح (۳ بار)
«سائِحات» جمع «سائح» را بسیاری از مفسران به معنای «صائم» و روزه دار تفسیر کرده اند.
💡 آنگاه حضرت زيد (عليه السلام ) براى تاءييد سخنانش آيات ديگرى از قرآن را مى آوردكه منظور از اهل بيت در آيه تطهير غير از زنهاى پيامبر است از جمله: در قرآن خطاب بهزنان پيامبر آمده: (( عسى ربه ان طلقكن ان يبدله ازواجا خيرا منكن مسلمات مؤ منات قانتاتتائبات عابدات سائحات ثبيات و ابكارا)) (192) يعنى اگر پيامبر (صلى اللّهعليه و آله ) شما را طلاق دهد، شايد خدايش زنهايى بهتر از شما به او بدهد كه مسلمان ومؤ من و خاضع و تائب و عابد رونده راه عبادت، زن و دوشيزه باشند.