زهد فروش
مترادفها
ریاکار، خودنما
لغت نامه دهخدا
زهدفروش. [ زُ ف ُ] ( نف مرکب ) زهدفروشنده. متظاهر به زهد. کسی که تظاهر به زهد و تقوی کند بی آنکه زاهد باشد:
مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن.حافظ.نوبت زهدفروشان گرانجان بگذشت
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست.حافظ.رجوع به زهد و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
زهد فروشنده متظاهر به زهد
جمله سازی با زهد فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فغان ز قصه زرّاقیان زهد فروش جهود باشم ار آن کافران مسلمانند
💡 سوی این زهد فروشان بگذر باری چند سبحهای بدل ساز به زناری چند
💡 زنهار مشو پیرو این زهد فروشان قصاب از این طایفه بیزار منم من
💡 مستانه رگ ابر تری از مژه برخاست تا صف شکن زهد فروشان شودم اشک
💡 گو به آن خواجه هستی طلب زهد فروش نبود طالب کالای تو در کشور ما
💡 چند بینیم رود زاهد و هر زهد فروش همچو دستار زده حلقه بگرد سراو
💡 بسیاری از افرادی که در جامعه ادای پارسایی و پاکدامنی را درمیآورند اما در خفا به دنبال منافع شخصی هستند، در واقع همان زهد فروشانی هستند که با ریاکاری خود مردم را گمراه میکنند.
💡 در متون ادبی کلاسیک، شاعران همواره از زهد فروشانی انتقاد کردهاند که با پوشیدن لباسهای ساده و تظاهر به بی نیازی، سعی در کسب مقام و جایگاه اجتماعی داشتند.
💡 رفتار این فرد که مدام از سختیهای زندگی و ریاضت میگوید اما در عمل به دنبال تجملات است، نشاندهنده یک روحیه زهد فروش و تظاهر به تقوا است.