زرق فروش
لغت نامه دهخدا
زرق فروش. [ زَ ف ُ ] ( نف مرکب ) منافق. ریاکار. ( آنندراج ). ریاکار. مکار. سالوس. ( ناظم الاطباء ):
ای امت بدبخت بدین زرق فروشان
جز کز خری و جهل، چنین فتنه چرائید.ناصرخسرو.نیست همتای تو در ظل سپهر ازرق
این نه زرق است و بدین گفته نیم زرق فروش.سوزنی ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).رجوع به زرق و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
منافق و ریا کار مکار و سالوس
جمله سازی با زرق فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون بر سر و پای من نگه کرد او دوش هم از سر پای گفت ای زرق فروش
💡 نیست همتای تو در ظل سپهر ازرق این نه زرقست بر این گفته نیم زرق فروش
💡 برونِ زرق فروشان به ازرقِ تزویر مزیّن است و درونشان به حشو آگنده
💡 رنگ چون گیرم و چون توبه به تزویر کنم من نه آنم که مزوَّز خرم از زرق فروش
💡 به جان همی خرم آیین و رسم رندان را خلاف شیوه آن زاهدان زرق فروش
💡 با دل گفتم که ای دل زرق فروش کم گرد بگرد عشق با عشق مکوش