روز ننگ و نبرد

مترادف‌ها

روز شر و جنگ

متضادها

روز افتخار و صلح

لغت نامه دهخدا

روز ننگ و نبرد. [ زِ ن َ گ ُ ن َ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز جنگ. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). روز کوشش. ( از برهان قاطع ):
ز بدها ببایست پرهیز کرد
چو پیش آیدت روز ننگ و نبرد.فردوسی ( از آنندراج ).رجوع به روز نام و ننگ و روز ننگ و نام شود.

فرهنگ فارسی

روز جنگ. روز کوشش

جمله سازی با روز ننگ و نبرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وگرنه کنم گوید از بیم کرد همی‌ترسد از روز ننگ و نبرد

💡 نخستین یکی گرد لشکر به گرد چو پیش آیدت روز ننگ و نبرد

💡 دگر آنک رای خردمند مرد به یک سو نهد روز ننگ و نبرد

💡 ز بدها نبایدت پرهیز کرد که پیش آیدت روز ننگ و نبرد

💡 چهارم هران پیر کز کارکرد فروماند وز روز ننگ و نبرد

💡 سکندر بپرسیدش از خواب و خورد از آسایش روز ننگ و نبرد

💡 مورخان در کتاب‌های خود از آن روز ننگ و نبرد با جزئیات بسیار تلخی یاد کرده‌اند که منجر به سقوط سلسله‌ای قدرتمند و از بین رفتن آرامش ملت شد.

💡 مردم آن منطقه همواره داستان‌های مربوط به آن روز ننگ و نبرد را برای فرزندان خود روایت می‌کنند تا هرگز سختی‌های آن دوران سیاه را فراموش نکنند.

💡 وقتی به یاد آن روز ننگ و نبرد و خونریزی‌های بی‌دلیل افتادم، تمام وجودم لرزید و احساس کردم که تاریخ هرگز این واقعه را نخواهد بخشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران