لغت نامه دهخدا
ردین. [ رُ دَ ] ( اِخ ) نام اسب بشربن عمروبن مرثد. ( منتهی الارب ).
ردین. [ رُ دَ ] ( اِخ ) ردین بن ابی مجلز که نسبت به وی ردینی است. ( از انساب سمعانی ).
ردین. [ رُ دَ ] ( اِخ ) نام اسب بشربن عمروبن مرثد. ( منتهی الارب ).
ردین. [ رُ دَ ] ( اِخ ) ردین بن ابی مجلز که نسبت به وی ردینی است. ( از انساب سمعانی ).
ردین بن ابو مجلد که نسبت بوی ردینی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ده ردین، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بم در استان کرمان ایران است. ساکنین این منطقه بیشتر به دامداری و کشاورزی مشغول میباشند. درخت بنه به روی کوههای این منطقه به وفور یافت میشود.
💡 اؤزووی تمیزلیه ردین گئنه ده منی اؤپه ردین
💡 بنیزهای ردینی کنی بگاه طعان بتیغهای یمانی کنی بگاه ضراب