رانج

لغت نامه دهخدا

رانج. [ ن ِ ] ( ع اِ ) خرماییست سیاه، نرم و تابان. ( ازاقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). خرمای املس. ( یادداشت مؤلف ). یکنوع خرمایی تابان سیاه. ( ناظم الاطباء ). || جوز هندی. ( از اقرب الموارد ). جوز هندی؛ یعنی چارمغز که بهندی اخروت است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نارگیل است که آنرا جوز هندی گویند. ( برهان ). جوز هندی که نارجیل نامند. ( رشیدی ). نارگیل. ( داود ضریر انطاکی ص 170 ) ( از شعوری ج 2ورق 3 ). جوز هندی. ( المعرب جوالیقی ). نارگیل و جوز هندی. ( ناظم الاطباء ). جوز.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نارگیل نارجیل.
خرماییست سیاه نرم و تابان یا جوز هندی. نارگیل است که آنرا جوز هندی گویند.

جمله سازی با رانج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 163- (سوره قصص، آيه 20) در اين آيه يكى از فرازهاى حساس تاريخ اسلامبيان مى شود و نشان مى دهد كه چگونه در سخت ترين شدائد، خداوند اسلام و مسلمين رانجات داد. چرا؟ چون واقعا اسلام و ايمان حكمفرما بود.

💡 وى سپس شواهدى بر اين معنا نقل كرده است از آن جمله مى گويد: (هندوان معتقدند كه(كرشنا) مولود بكر - كه نفس اله فشنو است. فشنوئى كه باعتقاد آنان نه ابتدا داردو نه انتها. - از در مهر و عطوفت حركتى كرد، تا زمين را از سنگينى گناهانى كهتحمل كرده نجات دهد.ناگزير به زمين آمد و با دادن قربانى از ناحيه خود، انسان رانجات داد).

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز