ذود

لغت نامه دهخدا

ذود. [ ذَ ] ( ع مص ) راندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) دفع. طرد. || دور کردن. ذیاد. سوق. راندن. چنانکه شتران را. || دفاع و حمایت از حسب و اهل و مانند آن.
ذود. [ ذَ ] ( ع اِ ) جماعت سه شتر ماده تا ده یا پانزده یا بیست یا سی یا مابین دو و نه و واحد و جمع در آن یکسان است یا آن جمعی است بی واحد و یا واحد است و جمع آن اَذواد است ودر مثل آمده است: الذود الی الذود ابل. و شیخ اجل سعدی علیه الرحمة آنرا بدین صورت ترجمه کرده است: اندک اندک خیلی گردد و قطره قطره سیلی. و کلمه اندک مرکب از اند بمعنای چند و کاف تصغیر است و ذود در مثل عربی و خیل در ترجمه شیخ سعدی ترجمه ابل است یعنی جماعت و خیل شتران چه در استعمال فارسی زبانان خیل اعم از اسب و غیر اسب است: بود مشکین موئی از خیل زنان.و کلمه خیلی به معنی بسیار که در تداول عوام و بعضی نویسندگان معاصر بمعنای بسیار استعمال میشود از ساخته های عوام است و فصحا هیچوقت آنرا بدین معنی بکار نبرده اند یعنی غلط است. ج، اذواد. ( مهذب الاسماء ). و در ذیل دزی آمده است: ذود؛ گله گاو. رمه گوسفند.
ذود. [ ذُوْ وَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ذائد.

فرهنگ فارسی

جمع ذائد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تَذُودَانِ: آن دوزن منع می کردند - آن دوزن حبس می کردند (از ذود به معنای حبس و منع است، و مراد از آن در آیه شریفه 23 سوره مبارکه قصص این است که: آن دو زن گوسفندان خود را از اینکه به طرف آب بروند، و یا از اینکه با گوسفندان مردم مخلوط شوند، جلوگیری میکردند )
تکرار در قرآن: ۱(بار)

جمله سازی با ذود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جده ششم: آمنه دخت وهب بن عمير بن نصر بن قعين بن حرث بن ثلعبه بن ذودان بن اسد بنخزيمه.

همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز