لغت نامه دهخدا
دگن. [ دَ گ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج با 215 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن از غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
دگن. [ دَ گ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج با 215 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن از غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
دهی است از دهستان گاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج.
💡 فلکس دگن، رئیس فدراسیون، پیامی را برای قدردانی از مدیریت خارقالعاده و چشمگیر المپیاد دارت کودکان در میان شرکت کنندگان از کشورهای مختلف در سراسر جهان که توسط انجمن دارت ایران برگزار و مدیریت میشود، فرستاد و بهترین آرزوهای خود را به همه شرکت کنندگان و مقامات ابراز داشت. پیام دگن توسط کیوان دهناد قرائت شد. محمد علیآبادی معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی ایران نیز پیامی را برای شرکت کنندگان ارائه داد. وی در بخشی از این پیام گفت: «کودکان، بنیانگذاران آینده این سرزمین، در مراحل اولیه راه هستند، بنابراین با ایجاد بنیادی مناسب، میتوانیم آنها را برای دستیابی به اهداف توسعه ای ورزش حمایت کنیم.»
💡 انتخابات مقدماتی در تاریخ دوم ژوئن همان سال برگزار شد. کین و فلوریو، که آنها در سال ۱۹۷۷ رقیب یکدیگر محسوب می شدند، در میدانهای پرتردد، حواشی بسیاری را کسب کردند. فلوریو، با تحکیم نمودن پشتیبانی در قسمت جرسی جنوبی، بر میدان اصلی گسترده ای از غبیل رابرت آ. روو و همچنین ۴ سناتور ایالتی، شهرداران نیوآرک و جرزی سیتی و دادستان کل نیوجرسی، جان جی. دگنان غلبه کرد. در مقابل کین، رقبای اندکی را شامل می شد، از غبیل اصلی ترین آنان می توان پت کرامر نام برد که مورد علاقه سازمان و بو سالیوان تاجری که خود سرمایه گذاری می کرد، باشد.