دم بازی

لغت نامه دهخدا

دم بازی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) تملق و چاپلوسی. || فریب. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دم باز شود. || ریشخند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

تملق و چاپلوسی.

جمله سازی با دم بازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او ره خوش می‌زند رقص بر آن می‌کنم هر دم بازی نو عشق برآرد مرا