دلاکان
لغت نامه دهخدا
دلاکان. [ دَل ْ لا ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شهاباد بخش حومه شهرستان بیرجند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان شهاباد بخش حومه شهرستان بیرجند.
جمله سازی با دلاکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زورخانه طیب حاج رضایی متعلق به محله کهن و با عظمت درب دلاکان از محله های بسیار ریشه دار و اصیل شهر خرم آباد لرستان است.
💡 مرکز عدلیه حمامی بود بی سقف و بام جای دلاکان در آن مشتی زنان حامله
💡 در سمت راست «گرمخانه» مجسمههای کیسه کشان و دلاکان، مشغول دلاکی قرار دارند و سمت دیگر، حوضی هشت ضلعی با ستونهای سنگی یکپارچه که دو به دو قرینهاند، با طاقی خیمه مانند و مجسمههایی دیگر دیده میشود. «خزینه حمام» و بخش مخصوص استحمام حکام و بزرگان و سنگ ساعت زمان در این بخش نیز از دیدنیهای آن است.