دریاگرفتگی

لغت نامه دهخدا

دریاگرفتگی. [ دَرْ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) حالت دریاگرفته. حالت تهوع در سفر دریا، مثل کوه زدگی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دریازدگی. بحار. سَدَر. هُدام. و رجوع به دریا زدگی شود.

فرهنگ فارسی

حالت دریا گرفته حالت تهوع در سفر دریا. دریا زدگی.

فرهنگستان زبان و ادب

{sea sickness} [گردشگری و جهانگردی] تهوع ناشی از سفر با وسایل نقلیۀ دریایی

ویکی واژه

تهوع ناشی از سفر با وسایل نقلیۀ دریایی.

جمله سازی با دریاگرفتگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقتی صحبت از انتخاب او به عنوان نقش اصلی فیلم کازینورویال به میان آمد، حرف و حدیث‌ها دربارهٔ او هم به شدت بالا گرفت و او نمی‌خواست دامنه این اخبار، دامن دخترش را بگیرد. در آن زمان مطبوعات شایعات عجیبی از او می‌نوشتند مثلاً چند مجله نوشته بودند او وقتی سوار قایق می‌شود دچار دریاگرفتگی می‌شود یا این‌که او از اسلحه خوشش نمی‌آید یا اصلاً رانندگی بلد نیست. بعد نوبت به انتقادهای دیگر رسید مثلاً می‌گفتند کریگ زیادی قدکوتاه است و گوش‌های بزرگی دارد.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز