لغت نامه دهخدا
درباید. [ دَ ی َ ] ( ص مرکب ) لازم در کار. ضرور. ( ناظم الاطباء ).
درباید. [ دَ ی َ ] ( ص مرکب ) لازم در کار. ضرور. ( ناظم الاطباء ).
لازم در کار ضرور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشسته میکشان، اهل هوس در خلوت جانان؛ مرا بیرون در باید کشیدن ناز دربانان
💡 تو غواصی و در باید به بازار، بیاری زان که داری خوش خریدار
💡 بستم آن خط نقش در دل طی کنم طومار عیش چون نوشتم نامه را ناچار در باید نوشت
💡 ذکر نوشروان و رستم هر دو در باید نوشت پس حدیث صاعد مسعود در باید گرفت
💡 مشخصات خواهان (وکیل و نماینده قانونی در صورت وجود)، خوانده و خواسته در باید در دادخواست درج شود. درج نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و امضا در دادخواست الزامی است و نبود آن باعث رد فوری دادخواست میشود.
💡 گفت که ای مانده به اسباب در باید از این مرحله کردن گذر