خوش کنار

لغت نامه دهخدا

خوش کنار. [ خوَش ْ / خُش ْ ک َ / ک ِ ]( اِ مرکب ) محبوب. معشوق. ( برهان قاطع ):
من غرق ملک و نعمت سرمست لطف و رحمت
اندر کنار بختم و آن خوش کنار با من.مولوی ( از انجمن آرای ناصری ). || ( ص مرکب ) خوش نشست و برخاست.با کرشمه و ناز و طنازی در خفت و خیز:
مشک جعد و مشک خط و مشک ناف و مشک بوی
خوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان.منوچهری.

فرهنگ فارسی

محبوب معشوق

جمله سازی با خوش کنار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوش میانی گرفته ام به کنار خوش کناری که آن میان دارد

💡 تا گرفتم میان او به کنار خوش کناری گرفته ام بمیان

💡 در میان آی و در کنارش گیر خوش کناری که در میان عشقست

💡 طالب و مطلوب را عاشق و معشوق را همچو گل خوش کنار وقت کناران رسید

💡 من غرق ملک و نعمت سرمست لطف و رحمت اندر کنار بختم و آن خوش کنار با من

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز