خوش کنار

مترادف‌ها

خوش‌مشرب، اجتماعی، خون‌گرم، خوش‌برخورد

متضادها

بد معاشرت، بد اخلاق

لغت نامه دهخدا

خوش کنار. [ خوَش ْ / خُش ْ ک َ / ک ِ ]( اِ مرکب ) محبوب. معشوق. ( برهان قاطع ):
من غرق ملک و نعمت سرمست لطف و رحمت
اندر کنار بختم و آن خوش کنار با من.مولوی ( از انجمن آرای ناصری ). || ( ص مرکب ) خوش نشست و برخاست.با کرشمه و ناز و طنازی در خفت و خیز:
مشک جعد و مشک خط و مشک ناف و مشک بوی
خوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان.منوچهری.

فرهنگ فارسی

محبوب معشوق

جمله سازی با خوش کنار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خوش میانی گرفته ام به کنار خوش کناری که آن میان دارد

💡 تا گرفتم میان او به کنار خوش کناری گرفته ام بمیان

💡 در میان آی و در کنارش گیر خوش کناری که در میان عشقست

💡 طالب و مطلوب را عاشق و معشوق را همچو گل خوش کنار وقت کناران رسید

💡 من غرق ملک و نعمت سرمست لطف و رحمت اندر کنار بختم و آن خوش کنار با من

💡 او با وجود ویژگی‌های اخلاقی متفاوت، بسیار خوش کنار است و می‌تواند به راحتی با تمام افرادی که در محیط کار با آن‌ها در تعامل است، ارتباط برقرار کند.

💡 اگر می‌خواهی در یک گروه دوستانه مورد پذیرش قرار بگیری، بهتر است فردی خوش کنار باشی که با دیگران با مهربانی و لبخند با آن‌ها رفتار می‌کند.

💡 مدیر جدید شرکت ما بسیار خوش کنار است و برخلاف تصور قبلی ما، همیشه وقت می‌گذارد تا نظرات کوچک و بزرگ کارمندان را با دقت بشنود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران