خط عارض

لغت نامه دهخدا

خط عارض. [ خ َطْ طِ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) محاسنی که تازه بر چهره خوبرویان سبز شده باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

محاسنی که تازه بر چهره خوبرویان سبز شده باشد.

جمله سازی با خط عارض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوییا خط عارض آن دل‌ربا را کرده حفظ طوطی این آیینه گیتی‌نما را کرده حفظ

💡 ز خط عارض ترکان لشکر مرا این فایده تا جاودان بس

💡 دل را ز خط عارض تو آب و گیائی زان در خم زلف تو گرفت است پناهی

💡 گفتم که ز عشقم ده پروانه آزادی گفتا خط عارض بس، پروانه نمی یابد

💡 ببین بر آب قلبت عرش رحمان ز خط عارض زیبای جانان

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز