لغت نامه دهخدا
خط افقی. [ خ َطْ طِ اُ ف ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هر خطی که در موازات افق رسم کنند. ( ناظم الاطباء ).
خط افقی. [ خ َطْ طِ اُ ف ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هر خطی که در موازات افق رسم کنند. ( ناظم الاطباء ).
هر خطی که در موازات افق رسم کنند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این خط از چپ به راست نوشته میشود. بیشتر حروف دارای خطی افقی در بخش بالایی خود هستند و اتصال حروف با کمک همین خط افقی انجام میپذیرد و از این طریق بهسادگی قابل تشخیص است.
💡 از برخورد دادن دو معادلهٔ خط تبادل بالا و پایین برج که مربوط به بخش غنیسازی و عاریسازی است، معادلهٔ دیگری به نام معادلهٔ خط خوراک به دست میآید. خط کاملاً عمودی مایع اشباع، خط کاملاً افقی بخار اشباع، خطوط بین حالات افقی و عمودی حالت دو فازی، خط مجاور خط عمودی حالت مایع سرد و خط مجاور خط افقی حالت بخار مافوق داغ را نشان میدهد.
💡 مربع که اساس آن تقاطع قائم دو خط افقی است، نمایانگر ماده، وزن و حدود مشخص است. وقتی یک مربع با اضلاع صاف و مستقیم و زوایای قائمه اش ترسیم میشود، حس کشش و و امتداد و تجربه سکون را القا میکند. کلیه شکلهایی که دارای خطوط افقی و عمودی هستند، مثل صلیب، مربع مستطیل یا نظایر آن، قابلیت تشبیه به مربع را دارند. مربع با رنگ قرمز منطبق است و رنگ قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.
💡 محمد بن حصار ریاضیدان مراکشی قرن ۱۲ میلادی شیوه نمایش یک کسر بصورت صورت و مخرج که توسط یک خط افقی بنام خط کسری از هم جدا شدهاند و تا به امروز استفاده میشود را ابداع کرد.
💡 یکی دیگر از آزمونهای کاغذ و مدادی، آزمون تقسیم خط است. در این تمرین بیماران باید یک خط افقی را به نیمه تقسیم کنند. بیماران مبتلا به بیتوجهی اغلب خط را به سمت راست مرکز واقعی تقسیم میکنند و بخش چپ خط را بدون توجه میگذارند.