خشنود کردن

لغت نامه دهخدا

خشنود کردن. [ خ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) راضی کردن. خوشحال کردن. اِعتاب. ( یادداشت بخط مؤلف ).تَرضیَه. اِرضاء. ( تاج المصادر بیهقی ):
بفرمود صاحب نظر بنده را
که خشنود کن مرد درمنده را.سعدی ( بوستان ).و بنعمت بیکران خشنود کردند. ( گلستان سعدی ).
چندان کرمت نیست که خشنود کنی
درویشی از آن باغ بشفتالودی.سعدی ( هزلیات ).

فرهنگ فارسی

راضی کردن خوشحال کردن

جمله سازی با خشنود کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساراباند در سال ۱۶۳۵، توسط کاردینال فرانسوی ریشل، به منظور شادی بخشیدن و خشنود کردن ملکه فرانسه و مادر لویی شانزدهم، برایشان اجرا شد و این سبب معرفی این رقص در فرانسه گردید.

💡 دارونما (پلاسیبو) واژه‌ای لاتین است به معنای "من را خشنود خواهم کرد". این کلمه برگرفته از یکی از مناجات عبادت‌های شامگاهی مزامیر است. با توجه این دعا، پلاسیبو خوان به کسانی گفته می‌شد که ادعا می‌کند برای متوفی دعا میخوانند یا با او آشنایی داشتند تا بتواند از غذای مراسم ترحیم بهره ببرد. پس به این دلیل این لغت به عملی فریبکارانه برای خشنود کردن گفته می‌شد.

💡 سانسا تلاش‌های پیتر بیلیش برای خشنود کردن خود با او را رد می‌کند. با این حال، او به برین تارث می‌گوید که نمی‌تواند او را مستقیماً اخراج کند زیرا آنها به حمایت نظامی واله نیاز دارند.