خرس روی

متضادها

باادب، مودب، خوش‌رو

لغت نامه دهخدا

خرس روی. [ خ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه صورتش چون صورت خرس است. زشت صورت. کریه الوجه:
خرسر و خرس روی و سگ سیرت
خر گرفته بکول خیک شراب.سوزنی.

فرهنگ فارسی

آنکه صورتش چون صورت خرس است زشت.

جمله سازی با خرس روی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خر سر و خرس روی و سگ سیرت خر گرفته بکول خیک شراب

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران