لغت نامه دهخدا
خاک سرخ. [ ک ِ س ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خاک رس. رجوع به خاک رس شود.
خاک سرخ. [ ک ِ س ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خاک رس. رجوع به خاک رس شود.
خاک رس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان سرخ باده ای که بریزی اگر به خاک روید ز خاک سرخ گل و شاخهٔ بقم
💡 الف) ناحیه زاگرس (سنگ گچ، سنگ نمک، سنگ آهک، خاک سرخ، گل سرشوی (بنتونیت)، سنگ آهن، سنگهای ساختمانی)
💡 تنب بزرگ یک اندیس غیرفلزی است که در استان هرمزگان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، خاک سرخ است.
💡 خاک سرخ مرادان یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر بروجن استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، هماتیت است. و دیرینگی آن به دوران پالئوزوئیک زیرین میرسد.
💡 جزیره فارور یک اندیس غیرفلزی است که در استان هرمزگان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، خاک سرخ است.