خاسی ٔ. [ س ِءْ ] ( ع ص ) خاسی. سگ و خوک رانده و دور داشته شده که نگذارند آنها را تا نزدیک مردم آیند. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). ج، خاسئین. خاسئون: کونوا قردة خاسئین. ( قرآن 165/7 ).
بی نظیر و بدل آن بود که گشتند بقهر
عمرو عنتر بسرِ تیغش خاسی و حسیر.ناصرخسرو.
۱. دورکرده و رانده شده.
۲. سگ و خوک رانده شده.
خاسی (Khasi)
قومی مون ـ خمر۱ زبان، ساکن در تپه های خاسی ـ جاینتیای۲ آسام۳ در هند. آن ها از دیرباز برنج آبی کشت می کردند. جامعه شان بر اساس قشرهای طبقه بندی سازمان یافته بود و شامل شاهزادگان، اشراف و عوام می شد. نظام ارث بری آن ها مؤنث تبار بود.
Mon-KhmerKhasi-JaintiaAssam
💡 محصولات اصلی تولید شده توسط مردم خاسی عبارتند از برگ فوفل، دانه آرکا، پرتقال، آناناس، آلو، لیچی، انواع محلی برنج و سبزیجات. همچنین مطالعات نشان دادهاست که خاسیها از ۲۰۰۰ سال پیش شروع به ذوب آهن کردند.
💡 آنها حدود ۶۰۰۰۰ سال پیش از شاخه اصلی جدا شدند و در حدود ۵۶۰۰۰ سال پیش بسیار قبل از ورود گروههای بزرگتر تبت-برمن که بسیاری از جوامع قبیله ای مدرن را در شمال شرق امروز تشکیل میدادند به مکان فعلی خود رسیدهاند. به این معنی که خاسیها قومی نوسنگی بودهاند.
💡 خاسیان اولین بار در سال ۱۸۲۳ پس از تسخیر آسام توسط انگلیسیها با آنها در تماس شد. منطقه ای که خاسیها در آن زندگی میکردند، شامل ایالتهای اطراف تپه کاسی (که تعداد آنها به ۲۵ پادشاهی گوناگون میرسید) به یک اتحاد با بریتانیاییها پیوستند، بخشی از استان آسام شدند. اگرچه بسیاری از مردم قبیله از آیین سنتی خود پیروی میکنند ولی بسیاری از آنها به دینهای دیگر مانند اسلام و مسیحیت گرویدهاند.
💡 زبانهای خاسی یا زبانهای کهاسی خانوادهای از زبانهای آستروآسیایی است که در شمال شرقی مگالایا و مناطق همسایه در بنگلادش گفتگو میشود.