لغت نامه دهخدا
جلدساز. [ ج ِ ] ( نف مرکب ) صحاف. آنکه جلد کتاب می سازد. ( ناظم الاطباء ).
جلدساز. [ ج ِ ] ( نف مرکب ) صحاف. آنکه جلد کتاب می سازد. ( ناظم الاطباء ).
💡 در بیشتر موارد، در این روش، جلدسازان دو روی بیرون و درون هر یک طرف جلد را کار میکردهاند که در این صورت، آن را «جلد روغنی دو رو» مینامند. اگر در بوم جلد روغنی، مُرغَش(سولفور طبیعی براق) استفاده شود، به آن «جلد روغنی مُرغَش» میگویند.
💡 چه سان به تنگ نیایم ز جلدساز وجود؟ که چون کتاب، مرا در شکنجه می خواهد
💡 در واقع تشعیر نوعی تزئین نسخ خطی است که در حاشیه نسخ یا مرقعات، معمولاً با یک یا دو و حتی با سه رنگ طلا انجام میگیرد. تشعیر، نقوشی از یک یا دو رنگ است که در حاشیه و سرفصلهای برخی کتابها و در و دیوار و پردهها و فضاهای موجود در مجلسسازیها و پردههای نقاشی ایرانی کشیده میشود و در جلدسازی و قلمدانسازی و قلمزنی بر روی فلز و نیز خطاطی دیده شدهاست.
💡 میرزاآقا در رشتهٔ تخصصی هنر سوخت که یکی از شیوههای بسیار دشوار تصاویر چرمی بهشمار میآید، استادی پیشرو بود و احیا کنندهٔ این هنر بهشمار میرود. به غیر از هنر سوخت، در قلمدان و جلدسازی به شیوهٔ روغنی نیز دست داشته است.